شمارهٔ ۵۷

غزلیات

عشقْ بازیچه و حکایت نیست
در ره عاشقی شکایت نیست

حُسن معشوق را چو نیست کران
درد عشاق را نهایت نیست

مبر این ظن که عشق را به جهان
جز به دل بردنش ولایت نیست

رایت عشق آشکارا بِه
زان که در عشق روی و رایت نیست

عالَم عِلم نیست عالم عشق
رؤیتِ صدق چون روایت نیست

هر که عاشق شناسد از معشوق
قوّت عشق او بغایت نیست

هر چه داری چو دل بباید باخت
عاشقی را دلی کفایت نیست

به هدایت نیامدست از کفر
هر کرا کفر چون هدایت نیست

کس به دعوی، به دوستی نرسد
چون ز معنی درو سرایت نیست

نیک بشناس کانچه مقصودست
بجز از تحفه و عنایت نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}