شمارهٔ ۷۰

غزلیات

تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات
همواره منم معتکف راه خرابات

کردند همه خلق همی خطبهٔ شاهی
چون خیل خرابات بر آن شاه خرابات

من خود چه خطر دارم تا بنده نباشم؟
چون شاه خرابات بود ماه خرابات

گر صومعهٔ شیخ خبر یابد ازین حرف
حقا که شود بندهٔ خرگاه خرابات

بشنو که سنایی سخن صدق به تحقیق
آن کس که چنو نیست هواخواه خرابات

او نیست به جز صورت بی هیئت بی روح
افگنده به میدان شهنشاه خرابات

آن روز مبادم من و آن روز مبادا
بینند ز من خالی درگاه خرابات

شیر نر اگر سوی خرابات خرامد
روباه کند او را روباه خرابات

آن کو «لمن الملک» زند هم حسد آید
او را ز خرابات و علی‌الاه خرابات

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}