شمارهٔ ۱۳۰

غزلیات

عاشق و یارِ یار باید بود
در همه کار یار باید بود

گر همه راحت و طرب طلبی
رنج‌بردار یار باید بود

روز و شب ز اشک چشم و گونهٔ زرد
در و دینار یار باید بود

ور گل دولتت همی باید
خستهٔ خار یار باید بود

گاه و بی گاه در فراق و وصال
مست و هشیار یار باید بود

چون سنایی همیشه در بد و نیک
صاحب‌اسرار یار باید بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}