شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

هر که در بند خویشتن نبود
وثن خویش را شمن نبود

آنکه خالی شود ز خویشی خویش
خویشی خویش را وطن نبود

من مگوی ار ز خویش بی خبری
زان که از خویش مرده من نبود

در خرابات هر که مرد از خویش
تن او را ز من کفن نبود

ارنه‌ای مرده هر چه خواهی گوی
از همه جز منت سخن نبود

با سنایی ازین خصومت نیست
زین خصومت ورا حزن نبود

مست باش ای پسر که مستان را
دل به تیمار ممتحن نبود

راستی را همی چو خواهی کرد
نیستی جز هلاک تن نبود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}