شمارهٔ ۱۵۵

غزلیات

هر که او معشوق دارد گو چو من عیار دار
خوش‌لب و شیرین‌زبان خوش‌عیش و خوش‌گفتار دار

یار معنی‌دار باید خاصه اندر دوستی
تا توانی دوستی با یار معنی‌دار دار

از عزیزی گر نخواهی تا به خواری اوفتی
روی نیکو را عزیز و مال و نعمت خوار دار

ماه ترکستان بسی از ماه گردون خوب‌تر
مه ز ترکستان گزین وز ماه گردون عار دار

زلف عنبربار گیر و جام مالامال کش
دوستی با جام و با زلفین عنبربار دار

ور همی خواهی که گردد کار تو همچون نگار
چون سنایی خویشتن در عشق او بر کار دار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}