شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

زلف چون زنجیر و چون قیر ای پسر
یک زمان از دوش برگیر ای پسر

زان که تا در بند و زنجیر توایم
از در بندیم و زنجیر ای پسر

عرصه تا کی کرد خواهی عارضین
چون گل بی خار بر خیز ای پسر

هر زمان آیی به تیر انداختن
هم کمان در دست و هم تیر ای پسر

زان که چشم بد بدان عارض رسد
زود در ده بانگ تکبیر ای پسر

آن لب و دندان و آن شیرین زبان
انگبین‌ست و می و شیر ای پسر

جست نتواند دل از عشق تو هیچ
جست که تواند ز تقدیر ای پسر

پای بفشارد سنایی در غمت
تا به دست آیی به تدبیر ای پسر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}