شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

ای ز ما سیر آمده بدرود باش
ما نه خشنودیم تو خشنود باش

کشته ما را گر فراقت ای صنم
تو به خون کشتگان ماخوذ باش

غرقه در دریای هجران توام
دلبرا دریاب ما را زود باش

هجر تو بر ما زیانی‌ها نمود
تو به وصلت دیگران را سود باش

در فراقت کار ما از دست شد
گر نگیری دست ما بدرود باش

ای سنایی در شبستان غمش
گرچه همچون نار بودی دود باش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}