شمارهٔ ۲۲۰

غزلیات

ای ساقی خیز و پر کن آن جام
کافتاده دلم ز عشق در دام

تا جام کنم ز دیده خالی
وز خون دو دیده پر کنم جام

ایام چو ما بسی فرو برد
تا کی بندیم دل در ایام؟

خیزیم و رویم از پس یار
گیریم دو زلف آن دلارام

باشیم مجاور خرابات
چندان بخوریم بادهٔ خام

کز مستی و عاشقی ندانیم
کاندر کفریم یا در اسلام!

گر دی گفتیم خاصگانیم
امروز شدیم جملگی عام

امروز زمانه خوش گذاریم
تا فردا چون بود سرانجام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}