شمارهٔ ۲۷۰

غزلیات

ای به رخسار کفر و ایمان هم
وی به گفتار درد و درمان هم

زلف پُر تاب تو چو قامت من
چنبرست ای نگار چوگان هم

خیره ماند از لب تو بیجاده
به سر تو که لعل و مرجان هم

از رخ تو دلیل اثبات‌ست
عالم عقل را و برهان هم

در ره تو ز رنج کُهسارست
بی کناره ز غم بیابان هم

بر سر کوی عاشقی صبرست
ایستاده ذلیل و حیران هم

بر دل و جان بنده حکم تو راست
ای شهنشاه حسن فرمان هم

چند گویی که از تو برگردم
با همه بازی‌ست و با جان هم؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}