شمارهٔ ۲۸۲

غزلیات

نه سیم، نه دل، نه یار داریم
پس ما به جهان چه کار داریم؟

غفلت‌زدگان پر غروریم
خجلت‌زدگان روزگاریم

ای دل! تو ز سیم و زر چه گویی؟
ما جمله ز بهر یار داریم

از دست بداده دستهٔ گل
در پای، هزار خار داریم

هل تا نفسی به هم برآریم
چون عمر عزیز خوار داریم

اندر بنه صد شتر بدیدیم
اکنون غم یک مهار داریم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}