شمارهٔ ۳۳۲

غزلیات

مکن آن زلف را چو دال مکن
با دل غمگنان جدال مکن

پردهٔ راز عاشقان بمدر
کار بر کام بدسگال مکن

خون حرامست خیره خیره مریز
می نبیلست در سفال مکن

حال خود عالمی کند حالی
فتنهٔ نو میار و حال مکن

این چه چیزست و آن همیشه که تو
با خجسته همیشه فال مکن

با سنایی همه عتاب میار
با خراباتیان نکال مکن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}