شمارهٔ ۳۵۳

غزلیات

ای مونسِ جانِ من، خیال تو
خوش‌تر ز جهان جان وصال تو

جان‌های مقدس خردمندان
سرگشته به پیش زلف و خال تو

کس نیست به بیدلی نظیر من
چون نیست به دلبری همال تو

گر صورت عشق و حسن کس بیند
آن مثل من است با خیال تو

لیکن چه کنم چو آیدم خوش‌تر
از حال جهان همه محال تو؟

هر چند همیشه تنگدل باشم
از تیر دو چشم بد‌سگال تو

خرسند شوم چو گویی‌ام یک ره
«ای خسته! چگونه بود حال تو‌؟»

هستم به جوال عشوه‌ات دائم
وآن کیست که نیست در جوال تو‌؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}