شمارهٔ ۳۸۴

غزلیات

سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای
زان که نه مهری که همه کینه‌ای

خوی تو برنده چون ناخن برست
گرچه پذیرنده چو آیینه‌ای

حسن تو دامست ولیکن ترا
دام چه سودست که بی چینه‌ای

من سوی تو شنبه و تو نزد من
چون سوی کودک شب آدینه‌ای

دی چو گلی بودی و امروز باز
خار دلی و خسک سینه‌ای

پخته نگردی تو به دوزخ همی
هیچ ندانی که چو خامینه‌ای

رو که در این راه تو تر دامنی
گویی در آب روان چینه‌ای

گفتمت امسال شدی به ز پار
رو که همان احمد پارینه‌ای

رو به گله باز شو ایرا هنوز
در خور پیوند سنایی نه‌ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}