شمارهٔ ۳۹۹

غزلیات

باز این چه عیاری را شب پوش نهادستی
آشوب دل ما را بر جوش نهادستی

باز آن چه شگرفی را بر شعلهٔ کافوری
صد کژدم مشکین را بر جوش نهادستی

در حجرهٔ مهجوران چون کلبهٔ زنبوران
هم نیش کشیدستی هم نوش نهادستی

در غارت بی باران چون عادت عیاران
هم چشم گشادستی هم گوش نهادستی

ای روز دو عالم را پوشیده کلاه تو
نامش به چه معنی را شبپوش نهادستی

از جزع تو اقلیمی در شور و تو از شوخی
لعل شکرافشان را خاموش نهادستی

از کشی و چالاکی پیران طریقت را
صد غاشیه از عشقت بر دوش نهادستی

سحرا گه تو کردستی تا نام سنایی را
با آنهمه هوشیاری بی هوش نهادستی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}