شمارهٔ ۴۰۶

غزلیات

ای راه تو را دلیل دردی
فردی تو و آشنات فردی

از دام تو دانه‌ای و مرغی
در جام تو قطره‌ای و مردی

بی روی تو روح چیست؟ بادی
با زلف تو شخص کیست؟ گردی

خارست همه جهان و آن گه
روی تو در آن میانه وردی

در کوی تو نیست تشنگان را
جز خاک در تو آب‌خوردی

در راه تو نیست عاشقان را
جز داعیهٔ تو ره‌نوردی

در تو که رسد به دستمزدی
تا از تو نبود پایمردی

در عشق تو خود وفا کی آید؟
از خشک و تری و گرم و سردی

نیک‌ست که آینه نداری
تا هست شفات، نیست دردی

از آینه‌ای بدی به دستت
چشم تو، تو را به چشم کردی

در شهر تو نیست جز سنایی
بی‌وصل تو جز که یاوه گردی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}