شمارهٔ ۴۱۱

غزلیات

روی چو ماه داری زلف سیاه داری
بر سرو ماه داری بر سر کلاه داری

خال تو بوسه خواهد لیکن هم از لب تو
هم بوسه جای داری هم بوسه خواه داری

زلف تو بر دل من بندی نهاد محکم
گفتم که بند دارم گفتا گناه داری

یکره بپرس جانا زان زلف مشکبویت
تا بر گل مورد چون خوابگاه داری

دل جایگاه دارد اندر میان آتش
تو در میان آن دل چون جایگاه داری

مست ثنای عشقست در مجلست سنایی
گر هیچ عقل داری او را نگاه داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}