شمارهٔ ۱۷۳

قصاید و قطعات

پسری دیدم پوشیده قبای
گفتم او را که به نزدیک من آی

گفت من دیر بمانم نایم
گفتم او را که بیا ژاژ مخای

دیر کی مانی جایی که بود
سیم در دست و گروگان در پای

من اگر ایستاده‌ام مسته
خویشتن گر نشسته‌ای مستای

زان که تو فتنه‌ای و من علمم
تو نشسته بهی و من بر پای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}