سنایی
شمارهٔ ۲۰۵
قصاید و قطعات
ای روی زردفام تو بر گردن نزار
همچون بلندنی که بود بر بلندیی
آنگه که مادر تو ترا داشت در شکم
هر ساعتی ز رنج زمین را بکندیی
نه ماه رنجت از چه کشید او که بعد از آن
از کس همی فگند که از کون فگندیی
سنایی
قصاید و قطعات
ای روی زردفام تو بر گردن نزار
همچون بلندنی که بود بر بلندیی
آنگه که مادر تو ترا داشت در شکم
هر ساعتی ز رنج زمین را بکندیی
نه ماه رنجت از چه کشید او که بعد از آن
از کس همی فگند که از کون فگندیی
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}