بخش ۶ - التمثیل فی شأن من کان فی هذه اعمی فهو فی‌الآخرة اعمی جماعة العمیان و احوال الفیل

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

بود شهری بزرگ در حدِ غور
واندر آن شهر مردمان همه کور

پادشاهی در آن مکان بگذشت
لشکر آورد و خیمه زد بر دشت

داشت پیلی بزرگ با هیبت
از پی جاه و حشمت و صولت

مردمان را ز بهر دیدن پیل
آرزو خاست زانچنان تهویل

چند کور از میان آن کوران
برِ پیل آمدند از آن عوران

تا بدانند شکل و هیآت پیل
هریکی تازیان در آن تعجیل

آمدند و به دست می‌سودند
زانکه از چشم بی‌بصر بودند

هریکی را به لمس بر عضوی
اطلاع اوفتاد بر جزوی

هریکی صورت محالی بست
دل و جان در پی خیالی بست

چون برِ اهل شهر باز شدند
برشان دیگران فراز شدند

آرزو کرد هریکی زیشان
آنچنان گمرهان و بدکیشان

صورت و شکل پیل پرسیدند
وآنچه گفتند جمله بشنیدند

آنکه دستش بسوی گوش رسید
دیگری حال پیل ازو پرسید

گفت شکلیست سهمناک عظیم
پهن و صعب و فراخ همچو گلیم

وانکه دستش رسیدی زی خرطوم
گفت گشتست مر مرا معلوم

راست چون ناودان میانه تهیست
سهمناکست و مایهٔ تبهیست

وانکه را بُد ز پیل ملموسش
دست و پای سطبر پر بوسش

گفت شکلش چنانکه مضبوط است
راست همچون عمود مخروط است

هریکی دیده جزوی از اجزا
همگان را فتاده ظن خطا

هیچ دل را ز کلی آگه نی
علم با هیچ کور همره نی

جملگی را خیالهای محال
کرده مانند غتفره به جوال

از خدایی خلایق آگه نیست
عقلا را در این سخن ره نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}