بخش ۲۶ - حکایت

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

ثوری از بایزید بسطامی
از پی طاعت و نکونامی

کرد نیکو سؤالی و بگریست
گفت پیرا بگو که ظالم کیست

پیرِ وی مر ورا جواب بداد
شربت وی هم از کتاب بداد

گفت ظالم کسیست بدروزی
که یکی لحظه در شبانروزی

کند از غافلی فراموشش
نبوَد بنده حلقه در گوشش

گر فراموش کردیش نفسی
ظالمی هرزه نیست چون تو کسی

ور بوی حاضر و بری نامش
نیست کردی ز جرم احکامش

آنچنان یاد کن که از دل و جان
بشوی غایب از زمین و زمان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}