بخش ۶۴ - حکایت

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

گفت در وقت مرگ اسکندر
همه را خواند کهتر و مهتر

گفت اینک دو دست خود بستم
هین بگویید چیست در دستم

آن یکی گفت جوهری داری
وان دگر گفت گوهری داری

آن یکی گفت نامهٔ ملکست
وان دگر گفت خاتم ملکست

گفت نی‌نی که جمله در غلطیت
همه راه هوس همی طلبیت

در زمان هر دو دست خود بگشاد
گفت در دست نیستم جز باد

سالی سیسد به یاد دارم من
زان همه عمر باد دارم من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}