بخش ۶ - حکایت

الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

آن شنیدی که در حد مرداشت
بود مردی گدای و گاوی داشت

از قضا را وبای گاوان خاست
هرکرا پنج بود چار بکاست

روستایی ز بیم درویشی
رفت تا بر قضا کند پیشی

بخرید آن حریص بی‌مایه
بدل گاو خر ز همسایه

چون برآمد ز بیع روزی بیست
از قضا خر بمرد و گاو بزیست

سر برآورد از تحیّر و گفت
کای شناسای رازهای نهفت

هرچه گویم بود ز نسناسی
چون تو خر را ز گاو نشناسی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}