بخش ۲۰ - اندر مذمّت خال گوید

الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

خال کآزار تو گزیده بُوَد
همچو خال سفید دیده بُوَد

کند آن خالت از خرد خالی
بهر میراث مادرت حالی

چون زرت باشد از تو جوید رنگ
چون بوی مفلس از تو دارد ننگ

خواجه خواند چو کار باشد راست
پس چو شد کژ غلام‌زادهٔ ماست

شاهزاده بوی چو داری مال
داه زاده شوی چو بد شد حال

پس تو گویی فلان مرا خالست
سنگ دل خال نیست تبخالست

رو تو از ننگ خال بی‌عم باش
خال و عم را بمان و بی‌غم باش

تا دو دستت به دامن خالست
هردو پایت میان آخالست

حکمت اندر عرب فراوانست
وز همه خوبتر یکی آنست

که عدی چون شد از عداوت خال
همنشین سباع و وحش و رمال

نشنیدی که راند در امثال
رو تو عم غم شمار و خال وبال

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}