شمارهٔ ۱۶۱ - در مدح سعدالدین

قصاید

همه سلامت سلطان ملک مشرق و چین
همه سعادت میر عمید سعدالدین

که ملک دینرا بنیاد محکم است و قوی
ز تیغ بازوی آن وز بنان و خامه این

امین و مؤتمن شاه مشرق و مغرب
عمید ملک خداوند تاج و تخت و نگین

جهان چنانست از عدل خسرو شاهان
که آشیانه کند کبک بر سر شاهین

حقیقت است که در ملک شاه ملک آرا
ز رای اوست ترازوی عقل را شاهین

بگوش خسرو شیرین بود عبارت او
که دوست دارد خسرو عبارت شیرین

کسی که باشد شیرین سخن بداند کاین
سخن ز خسرو پرویز نیست وز شیرین

سخن ز خسرو چین است و لفظ میرعمید
از آنکه میرعمید است خاص خسرو چین

بگوش خسرو چین همچنان سخن گوید
که پر شود ز شکر آستین شکر چین

خط مسلسل او هرکه دید پندارد
که زلف لعبت چین است و زلف چین بر چین

بدرج خطش چون بنگرد خرد گوید
که کارنامه مانی است از کمال یقین

زهی جهان هنر کز جهان هنرمندان
همی بطوع کنند آستان تو بالین

ز آسمان تو سر بر فلک توان افراخت
نه این فلک فلکی همعنان علیین

قلم بدست دبیری به از هزار درم
مثل زدند دبیران مفلس مسکین

اگر قلم قلم تست و خط خط تو بود
به آن ز بدره دینار و درج در ثمین

خط عطاست خط تو باین و آن دادن
نه خط بخواستن ازاین و آن بقهر و بکین

یمین تو چو خط آراید آفرین شنوی
بر آن یمین خط آرای از یسار و یمین

یمین اهل قلم جز بدستخط تو نیست
بخط تو که ز خط تو نشکنند یمین

در سرای تو هست آفرین سرایانرا
حریم کعبه حاجت روا علی التعیین

بحاجت آمده ام تا قبول فرمائی
مرا بخدمت خود تا بوم رهی و رهین

بفر دولت سلطان آسمان همت
که نیکخواه ویند اهل آسمان و زمین

تو نیخکواه وئی نیخکواه تو اقبال
همیشه بادی با نیخکواه خویش قرین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}