شمارهٔ ۶ - تو چو آهویی

غزلیات

غالیه غاشیه زلف پریش تو کشد
تو ازو باز به بیگانه و خویش تو کشد

ریشه جیش ترا خاصیتی دان که ز چرخ
جرم مه را بکمند آرد و پیش تو کشد

ماه گردون بری از جیش تو نتواند برد
آب رخسار تو تا ریشه جیش تو کشد

ایکه عاشق کشی و کینه کشی کیش تو شد
بس غما کاین دل بیچاره ز کیش تو کشد

تو چو آهوئی و در چابکی و زیبائی
چون سر آن مژه چشمک نیش تو کشد

بار عشق تو کم و بیش تو در وعده تست
از کجا عاشق دلخون کم و بیش تو کشد

نازنینی تو ولی ناز ز اندازه مبر
تا دلم ناز رخ و زلف پریش تو کشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}