شمارهٔ ۱۲ - خط نگار من

غزلیات

خط نگار ترک من چون طوق قمری بر قمر
یا چون قطار مور بر گرد قمر بسته کمر

وان زلف پرچین و شکن خمیده چون پشت شمن
بر روی آن سرو چمن ژولیده مو افروز بر

خط بدیع آیین او وان زلف مشک آگین او
بر دوزخ رنگین او دلرا برید از یکدگر

یکروز با او ناگهی کردم به راهی همرهی
میرفت آن سرو سهی پیش من و من بر اثر

میدیدم آن بالای او وان رفتن زیبای او
وز مهر خاک پای او هزمان برافشاندم بسر

ناگاه صبر از من بکاست در جان و دل افتاد خواست
شهری برین محضر گواست این را ندارم مختصر

در دامنش آویختم صد گونه رنگ آمیختم
وز دیده گوهر ریختم در پیش آن روشن گهر

پس گفتم ای زیبا نگار از داغ عشقت زینهار
از کرم و تیمار تو کار انده کنم داری خبر

من فتنه ام بر چهر تو بر چهر همچون مهر تو
دل داده ام از بهر تو یکره بجانم باز خر

آویختم بر موی او بوسی زدم بر روی او
وز چهره نیکوی او از بوسه گشتم کامور

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}