شمارهٔ ۱۷ - روی تو

غزلیات

ای رنگ خواسته ز لبان تو فام لعل
وی خواسته ز رنگ رخان تو فام لعل

خرم رخان تو که ازو ساخت لعل فام
زیبا لبان تو که ازو خواست فام لعل

روی ترا شناسم و لعل لب ترا
جز روی و جز لب تو ندانم کدام لعل

گر بر رخام رو نهی و بوسه ای دهی
گردد ز عکس آنرخ نیکو رخام لعل

بیننده لب و رخ تو خواند فام تو
لعل ای غلام و روی و لبت را غلام لعل

تا کی بفرقت لب و رخسار لعل تو
بر کهربا ببارد جز عم مدام لعل

از گونه لب و رخ تو خواند نام تو
لعل زمردی خط و یاقوت نام لعل

در آرزوی آنکه من و تو بمجلسی
مست شراب و بر کف جام مدام لعل

روی تو لعل و روی من از عکس روی تو
لعل و مدام لعل و ازو گشته جام لعل

ترسم ز روئی روز و شب و مباد
گشته قضا به سیلی قاضی امام لعل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}