شمارهٔ ۳ - نور رخ تو قمر ندارد

غزلیات

. . . ری دارم که خر ندارد
خر تا بکلاه بر ندارد

مانند یکی درخت جیلان
سرکنده که برگ و بر ندارد

. . . نی داری که صد چنین . . . ر
تا . . . یه خورد، خبر ندارد

دارد کلهی ز اطلس سرخ
لیکن کمر بزر ندارد

آنکس نکند بدو دلیری
که قوت شیر نر ندارد

اینست جواب آنکه گوید
نور رخ تو قمر ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}