شمارهٔ ۳۷ - گره زده سر زلفین دلگشای که چه

غزلیات

خوره شده بمیان پای من بپای که چه
فکنده زیر یکی گنده راوگای که چه

میان پای یکی . . . ل دوغ ریز که چون
به پیر دانشی و طفل گوه خوای که چه

چو گردن شتری کرده خویشتن بر خیر
دوایه بسته بخود همچنان درای که چه

تو هر زمانی گداتری و من کرده
توانگری همه در کار نو گدای که چه

یکی نگوئی هر تاز را که ای گنده
کنی بما ستم و جور غم فزای که چه

جواب آن غزلست این که گفت مختاری
گره زده سر زلفین دلگشای که چه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}