شمارهٔ ۲۸ - من رمه بانم

قطعات

از خرتر تا جرس گشاده زبانم
ناصر مغ را بتاج خرقان بانم

تاج و مرا با دو خر مباشرت افتاد
وی بغم این و من بحسرت آنم

تاج بمن گفت من مفلسف عصرم
بر رمه گوسفند عقل شبانم

گرگ گیاخوار و گوسفند دریده
در رمه من بوند و من رمه بانم

عاجز کار منند لاله و زیرک
هیچ ندانند از اینکه هیچ ندانم

با همه فرزانگی و عقل مغ اندیش
بر خر مغ عاجزم که پیر و جوانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}