شمارهٔ ۴۸ - وله

قصاید

گهر نتیجه بحر است و بر خلاف قیاس
نتیجه آمده بحری ز گوهر عباس

ابوالمحاسن عبدالصمد که بخت آمد
بنای دولت و دین را قوی نهاد اساس

کشیده تیغ چو مهر است عزم او در حرب
گشاده چشم چو چرخ است حزم او در پاس

زهی ضمیر چو بحرم فشانده بر سر تو
هزار گوهر معنی بصد هزار اساس

گشاده لطف تو چون ابر دیدهای امید
کشیده عنف تو چون برق چشمهای هراس

از آنکه صاحب سری روا بود که ترا
ز سر دلها یک یک خبر دهد انفاس

بکنه فضل و بزرگی نه ابن عم توام
ز مقتضای کرم قدر ابن عم بشناس

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}