شمارهٔ ۱۱

غزلیات

ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
تمکین درودی و پیامی نکند دوست

آید بر ما گه گه از روی ترحم
بنشیند و بسیار مقامی نکند دوست

صد عشوه و صد نادره و بذله بگویم
در پیش من آغاز کلامی نکند دوست

من بسته میان خدمت او را و مرا هیچ
یک روز گرامی چو غلامی نکند دوست

کرده ست مرا بنده و بس در عجبم من
کین بنده مسکین را نامی نکند دوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}