شمارهٔ ۱۵

غزلیات

ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست
وان چهره زیبای تو پیش نظرم نیست

همچون گل در خاکم و چون شکر در آب
زان غم که ز رخسار و لبت گل شکرم نیست

بر گردون ظفرم هست ولیکن
بر تو که دل و دیده و جانی ظفرم نیست

زرین کمران پیشم هر چند بپایند
چه سود که از دست تو سیمین کمرم نیست

گفتی که ترا باد گران هست خوش و نوش
طعنه مزن ای دوست چو دانی اگرم نیست

داند به کرم عهد و وفای تو که امروز
جز آرزوی روی تو کار دگرم نیست

بهر تو چو دیده که مقیم است و مسافر
ره میروم و گوئی عزم سفرم نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}