شمارهٔ ۲۱

غزلیات

دل کار هوات می بسازد
جان برگ عنات می بسازد

بد سازتر ازستم چه باشد
وین هم ز قضات می بسازد

یکتا دل من نساخت با خود
با زلف دو تاب می بسازد

می کش که خطات می بزیبد
میکن که جفات می بسازد

در گریه و آه سرد من کوش
کین آب و هوات می بسازد

بسیار بهی از آنچه بودی
یا دیدن مات می بسازد

در جسم و دلی و می ندانم
تا زین دو کجات می بسازد

خوش باش حسن که جای شکراست
غم برگ و نوات می بسازد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}