شمارهٔ ۳۸

غزلیات

برآن زلف و لب و خال و بنا گوش
سوی بازار عشقش برده ام دوش

رخش روز است و ابرو گوشه روز
نهاده است از برای فتنه شب پوش

دهانش چشمه نوش و زبر جد
رمیده است از کران چشمه نوش

همه ساله ز سودای فراقش
دلی دارم چو دیگ تفته پرجوش

ز عشقش تا بر آرم من یکی دم
سه بار از من ز رنج دل رود هوش

ز تو چون روی آزادی نبینم
مرا خسرو خریدار است بفروش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}