شمارهٔ ۴۰

غزلیات

سخت با ما تو بخیلی بسلام
نیک مائیم ترا عاشق و رام

جان ما عاشق و تو معشوقه
دل ما صید و سر زلف تو دام

روی و زلفین تو خون آمد و مشک
وصل و هجر تو حلال است و حرام

بوسه خواهم در حال بده
مکن ای دوست مرا دشمن کام

نقره اندامی و من زر رویم
بزر پخته خرم نقره خام

آن چنانم ز نحیفی که همی
نتوانم زد یکدم بدو گام

نعمت روی تو می باید و بس
بسر تو که تمام است تمام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}