شمارهٔ ۴۳

غزلیات

همه شب دوش من بیدار بودم
ندیم حسرت و تیمار بودم

ز وصل یار دلبر برنخوردم
ز هجر دوست برخوردار بودم

چو محنت کشتگان اندر تحیر
بمانده روی در دیوار بودم

همی جان کندم اندر فرقت یار
مبر آن ظن که من بیکار بودم

زسودا و ز صفرا و طپیدن
بسان مرد نا هشیار بودم

مرا گویند چون بودی چگویم
مگر بهتر شوم بیمار بودم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}