شمارهٔ ۴۶

غزلیات

حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم
قسم از لب نوشین تو جز نیش ندارم

یک جان نه که صد جانت فدا باد ولیکن
معذور همی دار که زین بیش ندارم

هر روز خوهی تا که ستانی دل از من
حیلت چه بود چون من درویش ندارم

تا در غم تو پای من از جای برفت است
هم جان و سر تو که سر خویش ندارم

والله که ز هستی خودم یاد نیاید
تا آینه روی تو در پیش ندارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}