شمارهٔ ۵۷

غزلیات

ای بر فلک رسیده خروش از سماع تو
پر در شده خزانه گوش از سماع تو

در خرمی درآمده جان از جمال تو
وز دائره برون شده هوش از سماع تو

بی گفت و گوی و زحمت ساقی شنیده بود
جان صد هزار نعره نوش از سماع تو

گردون هزار دیده به یک گوش می بداد
درخرمی چنان شده دوش از سماع تو

آنی که خرقه ضرب کند هر سپیده دم
این گنبد مرقع پوش از سماع تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}