شمارهٔ ۶۶

غزلیات

ای مونس جان من کجائی
از دیده من چرا جدائی

چون دل دهدت که هر زمانی
صد باره به نزد من نیائی

در دل شغب و دغا چه داری
بی رحمت و بی وفا چرائی

از دور ببینمی پریشان
دندان چه زنی و لب چه خائی

خود نیک نیامدت کزین سان
آید ز تو بوی بی وفائی

این ناز و تکبر تو تا چند
بازار غم ترا روائی

دانم تو که از بزرگواری
فرزند مهین پادشائی

دولت شه تا جور که دارد
میراث ز خوی مصطفائی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}