شمارهٔ ۶۷

غزلیات

ما را رخ آن نگار بایستی
آن شاهد روزگار بایستی

گویند حدیث یار خود ناری
اول باید که یار بایستی

در دست و دلم ز روضه وصلش
چون گل نرسید خار بایستی

آید بر من شکار دل وقتی
بازش هوس شکار بایستی

دل بردی به عشوه بردی جان
این عشوه خوش دو بار بایستی

گویند ز عشق درد دل خیزد
این درد دلم هزار بایستی

نهمار خوش است لیک پاینده
چون دولت شهریار بایستی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}