شمارهٔ ۶۰

غزلیات

هر شب از یادت منور می کنم کاشانه را
گردباد آه می سازم چراغ خانه را

می کند عشاق را سنگ فلاخن کوی تو
جوش سودای تو گرداند سر دیوانه را

تا به زلفت ره نیابد دست غماز نسیم
می کنم خار سر دیوار کویت شانه را

ساغر ما را زدی چون لاله بر خاک سیاه
کرده چشم باده نوشت سرمه دان پیمانه را

ای فلک بر روزیی ما تنگ چشمی ها مکن
سهل باشد از دهان مور بردن دانه را

کلک خود را بعد از این در زیر سر نه سیدا
متکای خویش کن شاخ گل افسانه را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}