شمارهٔ ۷۵

غزلیات

ای چمن آرا خزان گشتم بهاری ده مرا
سبز گردان همچو سرو، برگ و باری ده مرا

چون خضر گردان مرا میراب آب زندگی
گلشنم تا سبز گردد جویباری ده مرا

می‌برم بر آستان اهل دل روی نیاز
تا نگردم منفعل زان در براری ده مرا

خاطرم اکثر بود از نفس بی پروا ملول
تا ز غفلت‌ها کند آگاه، یاری ده مرا

سرخرویی ده مرا و دشمنان را داغ کن
از بهار تندرستی لاله زاری ده مرا

از پریشانی دلم را نیست در یکجا قرار
خاطرم را جمع گردان و قراری ده مرا

تا شود روحم چو شبنم تازه از نظاره‌اش
چون خط روی جوانان سبزه زاری ده مرا

در گلستان سخن کِلک مرا ممتاز کن
چون گل سوسن، زبانِ آبداری ده مرا

سال‌ها چون سیدا ایمن شوم از حادثات
از لباس عافیت یارب حصاری ده مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}