شمارهٔ ۱۹۳

غزلیات

زلف تو شام بوی و جبین صبحگاه عید
ابر و هلال روزه و رخسار ماه عید

چشمم پر است از تو چو صحن نمازگاه
دروی خطت سیاه و جمال تو شاه عید

شاید که در کنار کشم از میان خلق
تا بازگشتن تو نشینم به راه عید

آنها که منکرند به امروز عید را
بوس و کنار ما و تو باشد گواه عید

غیر از تو بهره مند مرا دل ز شکوه پر
مردم ز عید خرم و من دادخواه عید

بر دامن تو تا نشیند ز ره غبار
از ابر دیده آب فشانم به راه عید

چندین هلال نو شد و عید آمد و گذشت
هرگز نکرد سایه به فرقم کلاه عید

ای سیدا رساند خطش نامه وصال
باشد بهشت آمدن تیر ماه عید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}