شمارهٔ ۲۰۲

غزلیات

ای مه شبی به خانه ام آیی چه می شود
بر من دری ز غیب گشایی چه می شود

تا کی ز پیش دیده من بگذری بناز
در چشم من چو سرمه درآیی چه می شود

یخ بسته ام چو شمع ز سرمای روزگار
ای آفتاب روی نمایی چه می شود

ایستاده ایم در ره تو نقد جان به کف
از ما به یک نگاه ربایی چه می شود

گردم به گرد کوی تو هر شب چو سیدا
یک ره تو هم ز خانه برآیی چه می شود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}