شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات

ز من رنجیده یی صیاد هوش من که خواهد شد
کلید قفل لبهای خموش من که خواهد شد

لب لعل خود از پرسیدن احوال من بستی
حریف سرمه آواز گوش من که خواهد شد

به صد جان می خریدم باده از میخانه چشمت
به رویم بستی این در می فروش من که خواهد شد

چو گل در سینه پنهان بود از وصل تو راز من
ربودی دامن از کف پرده پوش من که خواهد شد

به جانم شورشی چون سیدا افگندی و رفتی
تو خود برگو زبان بند خروش من که خواهد شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}