شمارهٔ ۲۰۶

غزلیات

آتشم روزی که از دامان صحرا گل کند
چشم آهو را تماشاخانه بلبل کند

جوش سودایم اگر چون گردباد آیم به رقص
پیچ و تاب من بیابان را پر از سنبل کند

نافه را ریزد به راه کاروان گردباد
گر نسیم مشک چین سودا به آن کاکل کند

می کند پهلو تهی از آه مظلومان فلک
سیل چون پر زور افتد رخنه ها بر پل کند

کی کنند از یکدگر همپیشگان پستی قبول
دعویی گردنکشی زلف تو با کاکل کند

عاشق و معشوق را از هم جدایی مشکل است
محمل خود را گل از بال و پر بلبل کند

ماتم پروانه را پنهان چه داری سیدا
از زبان شمع بی تابانه آخر گل کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}