شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

تسخیر عکس روی تو دل چون هوس کند
عریان شود چو آئینه حفظ نفس کند

از خود برون برآی و بکن پهن دام رزق
در خانه عنکبوت شکار مگس کند

از ظالمان مجوی ز بی قوتی مدد
کی آب تیشه تربیت خار و خس کند

شاهان به کوچه دل اهل جنون روند
در شهر ما کریم گدایی هوس کند

سیل بلاست قافله را بانگ بی محل
رهزن دلیل خود ز نوای جرس کند

ای سیدا ز سینه مکن آه را برون
پروانه را ندیده کسی در قفس کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}