شمارهٔ ۳۶۶

غزلیات

خم گشت قد و با لب نانی نرسیدیم
صدساله شدیم و به جوانی نرسیدیم

در بر نکشیدیم شبی سیمبری را
آغوش شدیم و به میانی نرسیدیم

چون لاله ز سر منزل ما دود برآید
داغیم که با سوخته جانی نرسیدیم

چون ناوک پر ریخته از پای فتادیم
از سعی کمانی به نشانی نرسیدیم

از بس که ندامت ز گنه نیست کسی را
انگشت شدیم و به دهانی نرسیدیم

چون شمع شدیم انجمن آرای حریفان
افسوس که با چرب زبانی نرسیدیم

رفتیم و کشیدیم کمان همه کس را
در معرکه سخت کمانی نرسیدیم

شد نوخط ما پیر و کناری نگرفتیم
هرگز به بهاری و خزانی نرسیدیم

عمریست که هستیم در این باغ چو سید
با سرو قد غنچه دهانی نرسیدیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}