شمارهٔ ۳۷۸

غزلیات

پژمرده شد به دل گل داغی که داشتم
مانند لاله سوخت دماغی که داشتم

کندم به ناخن از جگر خویش داغ را
کردم برون ز خانه چراغی که داشتم

سر رشته امید ز دستم گسسته شد
گردید سوده پای سراغی که داشتم

از دست برد لشکر خط رنگ او شکست
شد پایمال حادثه باغی که داشتم

از باده وصال دلم سیدا گرفت
انداختم ز دست ایاغی که داشتم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}